تبليغاتX
اوای عشق
اوای عشق

می خوام فراموشت کنم

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

یکشنبه بیست و ششم آذر 1385-22:47 -مهناز

 

  سلام به دوستای گلم امشب راستش اصلا حالم خوب

 نیست اومدم بگم که تا یک ماه اپ نمیکنم البته هستما

 ولی چون دلم گرفته وناراحتم  فقط  اپ نمیکنم  متن و

 عکسزیر هم تقدیم به شماتا اپ بعدی بای

 

 

     همیشه دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي

   وجودت  زيبا خطاب  کندنه  به خاطر جذابيتهاي ظاهريت  

کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني

کسي که مايل باشد  حتي  در زماني که درساده ترين لباس  هستي تورا به دنيا نشان دهد

کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد

در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست وچه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش  بگويد اون خودشه همان کسي  که

مي خواست

 

 

لینک ثابت |

جمعه هفدهم آذر 1385-22:56 -مهناز

 

سلام

امشب اومدم تا تشکر کنم از همه ی اونایی که

تولدم رو تبریک گفتن بعضی ها هدیه دادن بعضی ها

تو وبشون جشن تولدم رو تبریک گفتن بعضی ها

واسم نظر گزاشتن و.......................

از همه شون بابت لطفشون تشکر می کنم

عکس و متن زیر هم تقدیم به شما کوتاه گزاشتم

که بتونید بخونید

 

 

 

لینک ثابت |

جمعه هفدهم آذر 1385-22:51 -مهناز

در کلاس روزگار درس ها گونه گونه اند

درس دست یافتن به اب و نان

درس زیستن در کنار این و ان

درس مهر

درس قهر

درس اشنا شدن با شریک غم

از هم جدا شدن در کنار این

درس ها و معلم ها

در کنار این نمره های صفر و بیست

یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه ها

در تمام عمر در کلاس است

نام اوست مرگ...

و انچه را که درس میدهد زندگیست

 

 

لینک ثابت |

شنبه یازدهم آذر 1385-0:7 -مهناز

 

امروز دلم خیلی از دست دنیا گرفته

راستش مطلب نوشته بودم واسه اینکه

براتون بزارم ولی به همین عکس و شعر

زیر اکتفا کردم قول میدم دفعه ی بعد

بزارمش همتون رو دوست دارم

 

 

لینک ثابت |

جمعه دهم آذر 1385-23:15 -مهناز

 

بعد تو تمام شاپرک ها رفتند

از خواب نسیم قاصدک هارفتند

بعد تو تمام نغمه های ابی

از شهر قشنگ نی لبک ها رفتند

 

 

لینک ثابت |

بی وفایی

شنبه چهارم آذر 1385-11:30 -مهناز

 

 

امروز اومدم تا بر خلاف روز های دیگه که با شعر یا مطلب

حرف دلم رو می زدم حالا می خوام از  بی وفایی یکی براتون

بنویسم کسی که گذاشت یهو رفت کسی که بیشتر لحظه

هام رو باهاش سپری کرده بودم بدون اینکه خودش هم بخواد

گذاشت رفت کسی که هر وقت بخوام به یادش بیارم غروب

 دریا تو ذهنم میاد و حالا چون یکروزی با اون تو غروب دریا

 باهم قرار گذاشتهبودیم با هم بمونیم گذاشت رفتاز اون به

بعد تنها یادگارش واسه من شده غروب دریاکه چون اون

رفت از غروب دریا هم بیذار شدمبه این می گن بی وفایی

 اگه یکروز اومد و این پست رو خوند بدونه که بیادش هستم

و هیچ شکایت یا گله ای با وجود این همه بی وفایی

ازش ندارم

 

 

لینک ثابت |

شنبه چهارم آذر 1385-11:17 -مهناز

لینک ثابت |