امروز اومدم تا بر خلاف روز های دیگه که با شعر یا مطلب
حرف دلم رو می زدم حالا می خوام از بی وفایی یکی براتون
بنویسم کسی که گذاشت یهو رفت کسی که بیشتر لحظه
هام رو باهاش سپری کرده بودم بدون اینکه خودش هم بخواد
گذاشت رفت کسی که هر وقت بخوام به یادش بیارم غروب
دریا تو ذهنم میاد و حالا چون یکروزی با اون تو غروب دریا
باهم قرار گذاشتهبودیم با هم بمونیم گذاشت رفتاز اون به
بعد تنها یادگارش واسه من شده غروب دریاکه چون اون
رفت از غروب دریا هم بیذار شدمبه این می گن بی وفایی
اگه یکروز اومد و این پست رو خوند بدونه که بیادش هستم
و هیچ شکایت یا گله ای با وجود این همه بی وفایی
ازش ندارم